اثری از ژوزف مورفی

درون انسان گنجی نهفته است که بسیاری از وجود آن بی‌خبرند. ثروت بی‌پایانی که انسان را احاطه کرده است... 

درونتان یک معدن طلاست و هر چه را که بخواهید می‌توانید از همین معدن استخراج کنید. 

انسان‌ها از لحاظ نوع نگرش به زندگی دو دسته‌اند: انسان مغناطیس دار(جاذب), که سرشار از اعتقاد و اعتماد‌به‌نفس است و انسان دیگر که نیروی مغناطیس خود را از دست داده است و سرشار از ترس، تردید، نگرانی و ناامیدی است. وقتی برای چنین انسانی فرصتی پیش می‌آید، او از دیدگاه شکست به آن می‌نگرد لذا پیشرفت نخواهد کرد.

باید بکوشید که به راز بزرگ اعصار دست یابید و فردی مغناطیس‌دار باشید. این راز همان نیروی اعجاز‌انگیز "ضمیر باطن" شماست. آخرین جایی که مردم ممکن است در جستجویش باشند. انقدر نزدیک که از چشممان پنهان است!


در ژرفای ضمیرتان قدرتی بی‌انتها و نامحدود از چیزهایی که برای رشد و تعالی است وجود دارد. هوش سرشارِ ذهن شما هرآنچه را که بخواهید در اختیارتان می‌گذارد. هرآنچه به آن باور داشته باشید، زندگی‌تان نیز به دنبال آن می‌رود. قانون ذهن شما قانون باورهاست. یعنی باید به باورکردن، اعتقاد داشته باشید! یعنی باید برایتان مثل یک قانون، قطعی و عینی باشد. همانطور که به گرم بودن آتش اعتقاد دارید، قدرت "باور" را نیز باید بپذیرید. "باور" همان اندیشه‌ای است که در ذهنِ شماست، این یک اصل بسیار مهم و در عین حال ساده‌ است. اعتقاد داشتن به تنهایی مهم نیست، بلکه این باور عمیق داشتن است که در انتها به نتیجه می‌رسد. از باور داشتن به چیزهایی‌ مانند خرافات، ترس‌ها و ... دست بردارید تا بتوانید با نگاهی دوباره مسائل را تحلیل کنید. اندیشه مقدمه‌ی عمل است. اجازه ندهید تجربه‌های تلخ گذشته، ستون‌های باورتان به آینده را هم سست کند. هر شکست در گذشته، یعنی یک تجربه‌ بیشتر. تجربه‌ی بیشتر یعنی تسلط بیشتر که سرانجام به موفقیت می‌پیوندد.


دوگانگی ذهن: ذهن دو بخش دارد: ذهن درون‌ذاتی-ذهن برون‌ذاتی، ذهن‌خودآگاه-ذهن ناخودآگاه، ذهن بیدار-ذهن در‌ خواب، ذهن سطحی-ذهن غیر‌سطحی، ذهن ارادی-ذهن غیر‌ارادی.جالب ابنجاست که هر دو می‌توانند در زندگی‌تان سرنوشت‌ساز باشند. باور عمیق یعنی حتی ذهن ناخودآگاه هم اعتقاد به پیروزی داشته باشد.


"ضمیر باطن" را می‌توان به خاک تشبیه کرد که در آن انواع بذرها اعم از نیک و بد می‌روید. ایده‌ها و آرزوها را می‌توان با تکرار کردن، ایمان داشتن و در انتظار نشستن به ضمیر باطن منتقل کرد. فراموش نکنید که هوش ما با عالم و کائنات در ارتباط است. ضمیر باطن شما سازنده‌ی بدن شماست و حتی می‌تواند شما را درمان کند! کافی است هرشب با این تفکر که از سلامتی کامل برخوردارید، به خواب بروید.

قانون زندگی، قانون باورهاست و باور عبارت از اندیشه‌ای است که در ذهن شما تثبیت شده است. چیزهایی که به شما آزار می‌رساند را باور نکنید. اندیشه‌هایتان را تغییر دهید تا سرنوشتتان عوض شود.
"ضمیر باطن" شما مرکز عواطف و ذهن خلاق شماست. "ضمیر باطن" وقتی ایده‌ای را جذب می‌کند، به اجرا گذاشتن آن را شروع می‌کند. چه آن فکر خوب باشد، چه مخرب! اگر امروز بذر تردید بکارید، فردا میوه‌ی گندیده‌ی شکست را خواهید چید!


یک راه برای ایجاد باور تلقین است. تلقین عبارت از عمل یا فکری است که با تکرار وارد ذهن کسی می‌شود. یک فرآیند ذهنی است که شخص آن را می‌پذیرد و یا به مرحله‌ی اجرا می‌گذارد. تلقین فی‌نفسه قدرتی ندارد مگر اینکه عمیق شود و اندیشه‌ی ما آن را قبول کند. تلقینات منفی مانند ترس و اضطراب می‌تواند در نیروی اراده و تصمیم‌گیری خلل ایجاد کند. پس نباید تحت تاثیر تلقینات مخرب و نگران‌کننده قرار بگیرید.
چنانکه خیر‌اندیش باشید، خیر و خوشی به دنبال خواهد آمد. و اگر اندیشه‌های بد به خود راه دهید بدی‌ها نصیبتان می‌شود. شما همان خواهید شد که در طول روز می‌اندیشید. به همین سادگی! قدم اول را امروز بردارید. قدم اول این است که این مطلب را "باور" کنید! به زودی تاثیر اعجازانگیز قدرت ذهن لمس می‌کنید.

 

ترجمه و خلاصه : سحر رضایی

کافه مدریک 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی تصویر امنیتی جدید